X
تبلیغات
رایتل

رنگ زندگی من..

امسال می شه سه سال.. دوباره نیمه شعبان رسید.. همیشه روزهای شعبان بهترین روزهای سال واسه من.. پر از خاطره های زیبا وشیرین.. 25 مرداد 87 بهترین و فراموش نشدنی ترین نیمه شعبان من.. شب پر خاطره وشیرین وتلخ دل کندن از مدینه وبقیع.. احرام بستن در شجره و تمام شب را در راه رسیدن به او.. همه چیز لحظه به لحظه در ذهنم مانده.. خراب شدن اتوبوس در جاده.. چه گرمایی بود که همان هم شیرین ترین گرمای عمرم بود.. شبی که از شوق دیدن کعبه ات تا صبح لبیک گفتیم و اجازه خواستیم برای بودنمان در کنارت.. چقدر آماده بودم تا خواسته هایم را برایت بگویم ولی زبانم جز به شکر تو نتوانست چیزی بخواهد چرا که میدانستی چه در دلم است.. میترسیدم که نتوانم اعمال به جا بیاورم ولی تو خواستی و لبیگ گفتی و توانستم.. هرگز دلم نمی خواست تقصیر و ترک احرام کنم.. با شوق بعد هر دور تکبیر گفتیم و نماز به حا آوردیم پشت قدوم ابراهیم(ع).. سعی صفا و مروه و تقصیر و طواف تمام شد اعمال.. چه زود گذشت و رفت..

چه آرامشی داشت نشستن روبروی ناودان طلا و عهد خواندن..

خدایا زبانم از وصف لمس بودنت در آن روزها قاصر است.. خودت میدانی که چه در دلم است و ناتوانم از گقتنش..

دیشب خواستم به به یه نفر که داره میره به اون دیار بگم که جایی هم منو یاد کنه.. ولی نتونستم.. آخه کجا بود که دلم نخواهد آنجا مرا یاد نکند.. بقیع.. روضه النبی.. شجره.. مسجد الحرام.. ناودان طلا..  کجا؟!

روز اول ورود ما به مکه نیمه شعبان بود و همه شوق وصف نشدنیی داشتند.. شکلات و شیرینی و هتل ما هم که مرکز بعثه بود حسابی شلوغ بود.. هرکسی به نیتی چیزی پخش میکرد..

انقدر آن پانزده روز شیرین بود که انگار از عمرم نگذشته..

و چه سخت بود بستن دقتر حضور در مسجدالحرام و آن دیار..  

 انشالله قسمت همتون بشههه.. 

بچه ها عیدتون مبارک..  

نوشته شده در جمعه 24 تیر 1390ساعت 11:33 ب.ظ توسط تسنیم نظرات (2)


Design By : Pichak