رنگ زندگی من..


شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

 سلام.. امروز اومدم اینجا از روزای خوب بگم.. تازگیا همه غماشونو مینویسن و به همه میگن.. مثل خود من.. ولی امروز میخوام بگم خدایا شکرت که این روزام همش خوبن.. گاهی وقتا بهانه های خیلی کوچیک بهترین روزارو میسازه برات.. این روزای منم سرشار شدن از بهانه های شیرین که دارن بهترین روزامو میسازن.. گرفتن هدیه از کسی.. دیدن دوستام که خیلی دوسشون دارم.. بودن با بچه ها که پر از انرژی ان.. هر کدوم اینا اگه تو یه روزی واست اتفاق بیفتن هرچقدرم غم داشته باشی اون روز بهترین روزته.. امروز واسه من خیلی شیرین بووووود... چون همه ی اینارو با هم داشتم.. روزا تند تند میگذرن.. یهو میبینی یک سال گذشت.. یه جمله ای بود که میگفت: از خوبی های دوستات همیشه واسه خودت یه دیوار بساز.. اگه یه روز ازشون بدی دیدی فقط یه آجرش رو بردار.. بی انصافیه که همه ی دیوارو خراب کنی.. ولی من میگم از همه ی چیزای خوبی که دوروبرمون خوبه واسه خودمون دیوار بسازیم و اگه ناراحت شدیم و غم داشتیم فقط یه آجرشو برداریم.. نه اینکه همرو خراب کنیم.. از روزای خوبمون دیوار بسازیم که اگه یه روزی (خدای نکرده) ناراحت بودیم و غمی اومد سراغمون یه آجر از دیوارمونو برداریم نه اینکه بگیم این چه زندگیه که همش سختیو ناراحتیو غمه.. به قول علی ضیا ایشالا همه غصه هاتونو خودم یه تنه پرپر کنم.. شاد باشین همیشهه..
تو این روزای خوب دعا فراموش نشه دوستام..

نوشته شده در سه شنبه 8 آذر 1390ساعت 11:54 PM توسط تسنیم نظرات (8)

همیشه اول مطلبام میمونم که چه جوری سلام کنم.. شاد بگم.. غمناک بگم.. نمیدونم.. امشب این سلام ساده رو از من بپذیرین.. سلام.. حالم هم خوبه هم بد.. خیلی متغیرم این چند روزه. یعنی این ۱۵روزی که مامان و بابام نیستن.. دلم زود میگیره.. زود اشک تو چشمام جمع میشه.. گاهی دور آدم شلوغه ولی یه حسه غریبی تو دلشه که با این شلوغیا آروم نمیشه.. دلش هوای کسیو میکنه.. گوشه ی دلم این روزا هوای مامان و بابامو کرده..حتی داداشم..این روزا که مامانینا نیستن بدجور به بودنش کنارمون نیاز دارم.. ولی اونم کار داره و کنارمون نیست.. نمیذونم چرا الان که نیست فکر میکنم پشتمون خالیه. با اینکه همه اینجا هستند.. ولی نبودش حیلی حس میشه واسم.. اینکه اینقدر سرش شلوغ باشه که نتونه باهام تماس بگیره اذیتم میکنه.... دور شدیم از هم.. رابطمون سنگین شده.. شاید جون اون بزرگ سده و من هنوز بچه موندم که اینجور توقعات رو دارم. بودن همه اینحا کنار هم خوبه.. ولی بودن بعضیا آدمو دلگرم میکنه..  

دلیل اشکهایی که بیخود از جشمام میاد رو نمیدونم.. فقط اینو می دونم که من بزرگ نشدم هنوووز همون بچه ی آخر تهتغاری هستم که نمیتونه از خونوادش جدا باشه..  

کاش بچه بودم و با کمی بهانه گیریو گریه همون شب اول آروم میشدم و دلمو به سوغاتی خوش می کردم.. ولی همه میگن بزرگ شدیو مسخره میکنن این اشکهارو.. دلم واسه سه تاشون خیلی تنگه.. خیلی..

نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390ساعت 00:20 AM توسط تسنیم نظرات (2)

- بچه که بودیم، چه دل‌های بزرگی داشتیم، اکنون که بزرگیم، چه دلتنگیم!

- کاش دل‌هامون به بزرگی بچگی بود.

- کاش برای حرف‌زدن، نیازی به صحبت‌کردن نداشتیم و فقط «نگاه» کافی بود.

- بچه که بودیم تو جمع گریه می‌کردیم، بزرگ که شدیم، تو خلوت.

- بچه که بودیم راحت دل‌مون نمی‌شکست، بزرگ که شدیم، خیلی آسون دل‌مون می‌شکنه.

- بچه که بودیم همه‌رو ۱۰تا دوست داشتیم، بزرگ که شدیم، بعضی‌هارو هیچی، بعضی‌هارو کم و بعضی‌ها‌رو بی‌نهایت دوست‌داریم.

- بچه که بودیم قضاوت نمی‌کردیم و همه یکسان‌بودن، بزرگ که شدیم، قضاوت‌های درست و غلط موجب شد که اندازه‌ی دوست‌داشتنمون تغییر کنه.

- بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می‌کردیم، یک‌ساعت بعد از یادمون می‌رفت، بزرگ که شدیم، گاهی دعواهامون سال‌ها تو یادمون می‌مونه و آشتی نمی‌کنیم.

- بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می‌شدیم، بزرگ که شدیم، حتی ۱۰۰تا کلاف هم سرگرم‌مون نمی‌کنه.

- بچه که بودیم بزرگ‌ترین آرزومون داشتن کوچک‌ترین چیز بود، بزرگ که شدیم، کوچک‌ترین آرزومون، داشتن بزرگ‌ترین چیزه.

- بچه که بودیم آرزومون بزرگ‌شدن بود، بزرگ که شدیم، حسرت برگشتن به بچگی‌رو داریم.

- بچه که بودیم تو بازی‌هامون همه‌اش ادای بزرگ‌ترهارو درمی‌آوردیم، بزرگ که شدیم، همه‌اش تو خیال‌مون برمی‌گردیم به بچگی.

بچه که بودیم...

نوشته شده در سه شنبه 8 شهریور 1390ساعت 00:32 AM توسط تسنیم نظرات (13)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
نوشته شده در پنجشنبه 13 مرداد 1390ساعت 02:06 AM توسط تسنیم نظرات (0)

 فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

سلام دوستان.. امروز اولین سالگرد تولد وبلاگمه.. خیلی خوشحالم.. آخه اصلا فکر نمیکردم که یه روزی خودم وبلاگ داشته باشم و یک سال بتونم توش مطلب بنویسم و با دوستانم ازین راه حرف بزنم.. 

یادش بخیر.. سال بیش که میخواستم این وبلاگ رو درست کنم خیلی دلهره داشتم.. چون خیلی با اینترنت کاری نمیکردم.. خیلی دور بودم ازش.. با چند نفر در مورد ساختن این وبلاگ مشورت کردم.. بانیان عزیزم و سارای مهربونم خیلی کمکم کردند.. ممنون از هر دوشون.. خیلی ها هم گفتن دلیل نداره که این کارو بکنی.. روزای اول همه ی فکر و ذکرم شده بود این وبلاگ.. آخه من با یه هدفی این وبلاگ و ساختم.. ولی نمیدونم بگم متاسفانه یا خوشبختانه یه دونه پست بیشتر دراین مورد نگذاشتم..  

خیلی تلاش کردم تا دوستای خوبی مثل شما رو پیدا کردم.. تو این یک سال بعضی ها هم وبشون رو بستن که خیلی ناراحت شدم.. هرکسی واسه کارش دلیلی داره بالاخره.. بعضی ها هم طاقت نیاوردن و دوباره اومدن..  

تو این یک سال روزای خوب و بدی داشتم که با همتون قسمت کردم.. یادش بخیر موقعی که شدیدا منتظر اومدن نتیجه های کنکور بودم..  اول رتبه ها و بعدم اون شبی که فهمیدم قبول شدم.. چقدر گریه کردم.. روز اول دانشگاه و اردوی توجیهی که ۹۰٪ دانشجو ها بچه های مدرسه ما بودن و کلی خندیدیم.. خیلی دوران خوبی بود.. هرکسی میومد و یه نطری میداد.. چقدر دلنشین بود واسم که می دیدم کسایی هستن که نوشته هامو میخونن.. الان هم از دونه دونه نظراتی که واسم میذارین کلی خوشحال میشم و انرژی میگیرم.. ممنون از همه ی بودنتون در کنارم.. 

                                        **رنگ زندگی من تولدت مبارک**

نوشته شده در پنجشنبه 6 مرداد 1390ساعت 1:59 PM توسط تسنیم نظرات (10)


Design By : Pichak